آخرین مطالبفصل دوم رمان استاد خلافکار

فصل دوم رمان استاد خلافکار پارت آخر(پارت آخر رمان استاد خلافکار)

رمان استاد دانشجو فصل دوم رمان استاد خلافکار

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از رمان فوق وارد شوید

نگران پرسیدم اما تو کجا رفته بودی؟
صورتمو با دستاش قاب گرفت و پیشونیمو بوسید و گفت

_تو که فکر نمیکردی من کسی که با خانمم با عشقم با ملکه ی من اون طوررفتار کرده رو راحت به حال خودش بزارم؟
یه خورده حساب‌هایی داشتم که تموم شد الان با خیالی آسوده می تونیم به سفرمون برسیم .

ترسیده گفتم ممکنه بخوان کاری کنن تلافی کنن
نکنه اتفاقی برات بیفته؟

پیشونیش روی پیشونیم گذاشت و گفت
_ازهیچ چیز نترس امیر شیره توی هر شرایطی شیر میمونه نعره بکشه کل جنگل میلرزه…
خیالت راحت فقط بهش فهموندم کسی که دست روی ناموس من بزاره دست رو ناموسش میزارم …

حرفاش نمیفهمیدم که روی مبل نشست و منو روی پاش نشوند و گفت
_این آدما ناموس ندارن ناموسشون فقط دخترشونه منم دختراشو هدف گرفتم الان دو تا دختراش فیلم هایی ازشون هست که به زودی به دست پدرشون میرسه…
و اون شیخ خرفت میفهمه چه غلطی کرده یکم گوش مالیش دادم تا دیگه وقتی کسی برای کمک پیشش میره اصلاً پولی برای کمک کردن نداشته باشه .
میدونستم امیر کینه ایه و هر طوری شده تلافی می کنه اما تا این حدشو نمیدونستم

نگران پرسیدم تو که با با دختراش کاری نداشتی؟

اخمی کرد و گفت
_ منو اینجوری شناختی به نظرت من کاری با دخترای اون می کنم؟
من کاری نکردم دختراشم مثل باباشون هرزه بودن فقط هرزگیشو رو کردم کمی هم تو کارش مشکل گذاشتم که کم‌کم رو میشه باهاش اسم و رسمی که داره برای همیشه از بین میره.

با لبخند رضایت بخشی لبام روی لبش گذاشتم و عمیق بوسیدمش من بی اندازه عاشق این آدم بودم نگاهی به چمدونامون کنار در خروجی بودن انداختم و سرم روی شونه اش گذاشتم و گفتم
خوشحالم که دارم باهات یه زندگی جدید شروع می کنم

دستاش دور تنم حلقه شد و گفت

_ تو خوشحالی و من خوشبختم که تو توی زندگیم هستی و یه ام جدیدازم ساختی.
میدونم مطمئنم زندگیه شیرینی در انتظارمونه بدون نگرانی ترس بدون ناراحتی و دلخوری خوشحالم که بهم اعتماد کردی ازت ممنونم عاشقم شدی لیلی….

امیر برای من فقط عشق نبود بزرگتر از عشق بود .
چقدر خوشبخت بودم چقدرخوشبخت بودیم
من و پسرم به خاطر داشتن امیر چقدر خوش شانس بودیم

پایان فصل دوم رمان استاد خلافکار

دوستان عزیز نویسنده اصلی مجموعه رمان های عروس استاد و استاد دانشجو و استاد خلافکار همانطور که میدونید ترنم بود که تقریبا از وسطای فصل دوم رمان استاد خلافکار قلم را به نویسنده دیگه سپرد و ایشون هم خیلی ضعیف عملکرد و تمام خوانندگان رو ناراضی کرد به دلیل قلم ضعیف این نویسنده جدید و عدم حضور ترنم سایت شصت تیپ ادامه مجموعه رمان های استاد دانشجو را  منتشر نخواهد کرد بجاش رمانی که محبوب و پرمخاطب و قلم قوی داره انتشار خواهیم داد از قسمت نظرات رمان مد نظرتون و یا پیشنهاداتتونو برامون بزارید

با تشکر

نوشته های مشابه

‫44 نظرها

  1. خداروشکر که تموم شد
    راحت شدم
    برم به کنکورم برسم
    بعد کنکور دوباره میام
    همگی بای بای
    مراقب خودتون باشید ، عسل جونم خداحافظ
    ادمین دوستت دارم
    خدافظ❤

    1. وای خدا کاش فصل جدید داشته باشه خیلی بد تموم شد کاش امیر میمرد ارش و لیلی هم ازدواج میکردن و همه تا اخر عمر از امیر متنفر میشدن دیگه حالم از لیلی بابت این کاری که کرد به هم میخوره نباید عاشق امیر میشد اصلا کاش امیر وارد زندگیش نمیشد ولی جریان ارمین اینا خوب تموم شد خوشم اومد

      1. جاااااااااننننن مادرتون یه جوری ماسمالیش کنید بقیه اش رو بزارید یکی بنویسه اصلا من دارم روانی میشم واقعا

  2. من توی ی کانال ک خوندم امیر وقتی میفهمه ک لیلی چیکار کرده بش میگ از زندگیم برو و از زندگیش میندازش بیرون بعد لیلی تصادف میکنه و میرع ت کما و اون موقع آرمین ب امیر میگ ک بخاطر ت این کارو کردع ولی این باهاش فرق داشت😐💔

  3. واقعا معلوم بود که دیگه نویسنده ترنم نیست ، حیف بود واقعا رمانی به این خوبی و پر طرفداری رو به یه نویسنده دیگه داد و اونم خرابش کرد اصلا نتونست جمع کنه تکلیف آرش چیشد این وسط اگه نویسنده همون ترنم بود بهتر میشد حیف شد واقعا

  4. ادمین جان میشه بگی چجوری میشه رمانمونو گذاشت منم رمانمو نوشتم و میخوام منتشر کنم میشه راهنمایی کنی

  5. چقدر واضح بود نویسندش عوض شد خودم شک کردم به هر حال تموم شد برم به زندگیم برسم از زندگی انداختمون .امیدوارم به همین چهار فصل قانع باشه چشامون در اومد واقعا دانیال چه خری بود این وسط؟یا ان دفترچه خاطرات امیر؟یا اون پروانه؟😁ولی باز خوب بود خسته نباشین

  6. خب الان اینجا دو تا سوال پیش میاد
    یک پروانه چیشد؟!
    دو الان رمان تموم شد یا فصل جدید داره باز؟!
    اگه تموم شده که خیلی مزخرف تموم شده اگه نن خب فصل بعدی چیه؟؟

  7. خوبه نویسندش عوض شد. وگرنه آخر رمان دوباره امیر میخواست بگه دوباره ازم گول خوردی. ولی این دفعه هم عاشقم شدی هم بچت دسته منه. باید هر کار میگم رو برام بکنی.

  8. واقعا حیف بود همچین مجموعه تکو خاصه رمان اینجوری از وسطاش ضعیف پیش بره و اینجوری کل مجموعه زیر سوال رف!
    نمیدونم این ترنم خانم چیشدع و چرا همچین کار معذرت میخوام ولی احمقانع ای انجام داد ک نظرا از یه جایی ب بعد بیشترشون ناراضی و منتقد شدن!
    ولی بع هر حال من امیدوارم ترنم برگرده و توی این رمان از جایی ک ضعیف شد تجدید نظر کنه و ویرایشش کنع حتما..ب امید لینکه بازم ترنم برگردع!

  9. واقعا حیف بود همچین مجموعه تکو خاصه رمان اینجوری از وسطاش ضعیف پیش بره و اینجوری کل مجموعه زیر سوال رف!
    نمیدونم این ترنم خانم چیشدع و چرا همچین کار معذرت میخوام ولی احمقانع ای انجام داد ک نظرا از یه جایی ب بعد بیشترشون ناراضی و منتقد شدن!
    ولی بع هر حال من امیدوارم ترنم برگرده و توی این رمان از جایی ک ضعیف شد تجدید نظر کنه و ویرایشش کنع حتما..ب امید اینکه بازم ترنم برگردع!

    1. رمان واقعا اولاش قشنگ بود ولی از یه جایی داستان دیگه ظعیف شدش به نظر من وقتی نویسنده میاد میگه که آرمین زمان رقص لیلی وارد امارت میشه و کوری می خونه که امیر به هوش اومده وچشمای تکتکتونو در میاره باید یه انتقام سخت هم از او شیخ و هم از تمام کسایی که توی اون مهمونی تماشاچی بودن بگیره و همچنین آرمین هم باید تکلیف میالد رو روشن کنه
      و لازم به ذکره که داستان جای ابهام زیاد داره مثلا میالد یا آرش یا نامزدی و عاشق امیر بودن لیلا و
      واکنش دختر آرمین وقتی میفهمه پدرش کیه و پروانه و….
      و اونایی که میگن آرش بیچاره باید به گم که آرش وقتی عکسای لیلی می بینه کنار امیر به بدترین شکل ترکش می کنه
      اما یه چیز دیگه اینکه اکثر اتفاقات داستان نوشدارو بعد مرگ سهراب
      منظورم اینکه به نظرم نباید به هانا تجاوز میشد یا اون لحظه آرمی می رسید و اینکه زمانی که لیلی در حال شروع رقص بود به نظرم بهتر بود که امیر سر می رسید و نمی زاشت
      و اینکه اگه طعریف عشق اون چیزی هست که من شنیدم پس لیلی نباید عاشق امی میشد چون آدم ده بار عاشق نمیشه یا اگه دو بار عاشق شد فکر نفر قبلو از ذهنش بیرون می کرد نه اینکه عاشق دو نفر باشه
      نویسنده هم ذهنش یه کم ایراد داشت‌ چون کلا از فصل اول رمان در مورد روابط جنسی و خیانت انتقام بود
      ومن توی داستان امیرو با تمام بدیاش از آرش بیشتر دوست داشتم چون وقتی لیلی خونه ی آرش بود به هش وقتی لیلی واقعیت گفت باور کرد ولی آرش نه
      و از شخصیت لیلی زیاد خوشم نیومد چون تن فروشی هاشو با بهانه کمک می پی چوند
      و اینکه لیلی انگار اصلا خانواده نداشت
      من از همه ی فصل ها بیشتر اونی که در مورد هانا و آرمی بود رو بیشتر دوست داشتم و از این دوتا تا آخر داستان بیشتر خوشم اومد

  10. واییییی چرا تموم شددددد. عععع ترنم چرا رمانو واگذار کرد ب ی نفر دیگ😐💔
    واقن از ی جایی ب بعد رمان چرت شدع بود من نمیفهمیدم چی شدع. اخراش بیشتر از زبون لیلی بود ک قشنگ نبود من بیشتر دوست داشتم از هانا و ارمین بگع و فصلا خیلی باهم فرق داشتن. خیلی سوال برام پیش اومد این ک لیلی وامیر یهو از کجا پیداشون شد. یا لیلی چ رابطه ایی با ارمین دارع ک انقد کمکش کرد. شخصیتای قبلی زیاد خبری ازشون نبود. ولی حیف شد ک ترنم رمان رو ادامع نداد. فصل جدیدشم بنویسین. با این ک این رمان باعث شد از درس و کار و زندگی بیفتم ولی دوص دارم فصل جدیدشم بنویسین. ارمین هم نباید وقتی هانا رو بعد چند سال دید اینجور برخورد میکرد. میلاد هم زیادی چرت کرد داستانو. نباید ب هانا تجاوز میکرد. اخرشم نفهمیدم ارمین با میلاد چیکار کرد. ترانه و مهرداد هم زیاد نقش پررنگی نداشتن. من قلم ترنم رو بیستر دوست داشتم.

  11. نه افرین خوشم اومد. این فصل و امشب تموم کردم. خدا میدونه چقد دنباا فصل دوم و سوم رمان عروس استاد گشتم و پیداش نمردم. اتفاقی پیداش کردم. خدارو شکرررر داشتم دیوونه میشدم از اینکه هانا رفت همینجوری. یعنی این فصلش خیلی رو مخم شیرجه زد😐😐چقد استرس داشتم. گشنمم هست. تازه گریه هم کردم اونجا که امیر به هوش اومدـیکی نیست بگه داداش قراره بازیگر بشی ولی از الان اخه؟!؟!؟!

  12. سلام ممنون از رمان خوبتون
    پیشنهاد میکنم رمان حرارت تنت رو بزارین شخصیت هاشم مسیح و نهان هست

  13. سلام من خیلی وقته این رمان رو تموم کردم اما فرصت نشد بگم به نظرم من عالی بود و به شخصه میتونم بگم امیر یه شخصیت همه چیر تمام بود و عالی بود من این رمان رد فقط و فقط بخاطر شخصیتی چون امیر خوندم و نقطه بعد اینه مه من خیلی به دنبال فصل دوم عروس استاد بودم و خوش حالم که تونستم بخونمش
    با تشکر 🌹

  14. واقعا ینی چی ۴ فصل(استاد مغرور من_عروس استاد_استاد خلافکار۱_استاد خلافکار۲) نشستیم خوندیم اخرشم هیچی به هیچی الان پروانه چیشد؟ارش چیشد؟
    کلا از همون اول که خوندم خوشم نیومد ولی از اونجایی که رمانو شروع کردم باید ادامشو حتما بخونم نشستم دوباره خوندم نویسنده کلا مدلش اینه که همه جاشو غمگین میکنه تهشو خوش میکنه 😐
    وای اعصابم خوردههههه یکی بیاد بزنمش حالم جا بیاد🔪😐
    اه اه اه اه حیف وقتی که برا این رمان گذاشتم
    یه چیو یادم رفت همه شخصیتا تقریبا خوب بودن به جز اون لیلی ، ایش ادم مگه ‌
    انقدر مزخرف میشه ولی عوضش امیر خیلی خوب بودش مهرداد خوب بودش هانا ام خوب بود ارمینم خوب بود ترانه ام خوب بود در کل همشون خوب بودن الا لیلی

  15. خیلی غصه خوردم .بخصوص اون قسمتی که میخواستن دست و پاشو قطع کنن. چطور میشه عاشق همچین آدمی شد .منو بگو فردا امتحان دارم نشستم دارم رمان میخونم تازه جزوه اشم پرینت نگرفتم . اصن یه وعضی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا