داستان شبصفحه اصلی

داستان شب شماره15

داستان شب شماره15

چند شب پیش بود، داشتم از ده‌های حوالی باهو برمی‌گشتم. بین‌راه از «بیابون بین‌زی‌رو» که پشت

کوه‌های کم‌ارتفاع دیواره‌دریا نزدیک ده‌ مون واقع است، داشتم رد می‌شدم که «چراغ جادو» رو پیدا کردم، داشتم نگاهش می‌کردم که غول ازش بیرون اومد.
غول گفت؛ چی می‌خواهی پسر؟! با بی‌میلی اضافه کرد که یعنی همون آرزوت رو بکن لطفا. بعدش خمیازه ‌کشید

و نگاهی به ساعت شنی‌اش انداخت.
من گفتم؛ خب می‌خوام زن بشم، یعنی تبدیل به زن‌م کنی!
غول جواب داد خیلی خب، انتخاب خوبیه. بعدش می‌خواست دست به کار شه که کمی متفکر شد انگار چیزی

تبصره‌ای یادش اومده باشه. ادامه داد ببین می‌خوام ازت بپرسم برای چه این آرزو رو داری؟ البته شکل و فلسفه

آرزوت برام ‌به‌شخصه مهم نیست، حتا اگه ازم شکلات هم خواسته بودی فرقی نمی‌کرد ولی باید بپرسم و تو هم زیاد مجبور نیستی جواب بدی رفیق، حله؟ !
من گفتم؛ خب راحت باش، اشکال نداره که بدونی، بلاخره داری برام زحمت می‌کشی، می‌تونم بهت بگم. اینکه وقتی زن شدم برم با «عمر استیرلینگ» ازدواج کنم و یا دوست‌دخترش شم. می‌دونی اون خوشتیپ‌ترین پسر روی زمین است، فوق‌العاده است! شاید متن و نوع موسیقی رپ‌ش عامیانه باشه، ولی من به اینش اهمیت نمیدم..

دیدم غول داره متفکرانه نگاهم می‌کنه، واقعا بی‌حوصلگی‌ش پریده بود، فهمیدم قلب رئوف‌ی داره.
غول اینجا با تاثر گفت؛ ببین خود دانی، ولی من برادرانه می‌خوام یه چیزی بهت بگم و بعدش کارم رو انجام بدم و برم، اون اینه‌ که عمر استیرلینگ باهات ازدواج نمی‌کنه و حتا دوس‌پسرت نمی‌شه رفیق. خب! ولی نفس زن بودن اشکالی نداره و واقعیتش بیشتر از این بمن ربطی نداره!

کمی مردد شدم، به غول گفتم یعنی واقعا عُمَر باهام دوست نمی‌شه؟
گفت نوچ داداش!
گفتم پس عمر رو زن کن من بگیرمش!
غول گفت که آرزوهایی که افراد ثانی رو بصورت فیزیکی مرتبط می‌کنند توی سیستم ارورر میدن جانم و اصولا هم برخلاف دمکراسی است.

گفتم خب باشه، دستت درد نکنه، تو برو و فقط کاری کن که بنزین موتورم تا ده‌مون درِ خونه‌ تموم نشه. لبخندی زد و گفت خب این شد یه آرزوی درست و حسابی و دیدم که موتورم پره بنزین بدون سرب شده!

www.60tip.ir

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا