داستان شبصفحه اصلی

داستان شب شماره5

داستان شب

در قرون و اعصار گذشته كه وسایل و امكانات عصر حاضر فراهم نبود

بوق در غالب امور و شئون اجتماعی مورد كمال ضرورت و احتیاج بوده

از آن تقریباً در همه جا استفاده می كرده اند . فی المثل وسیله ارتباطی

و مراصلاتی بوده ، یعنی در شاهراههای ایران ، هر چند كیلومتر به چند

كیلومتر بوق زنها و شیپورچی ها ، اخبار و اطلاعات مهم و فوری را به صورت

رمز به طرف مقابل اطلاع می دادند و آن هم به دیگری می گفت تا در ظرف

چند ساعت آن خبر به مقصد می رسید .

در جمع آوری سپاهیان و تشویق و تحریض آنان به حمله و تعرض به كار

می رفت تا خوف و هراس در قلوب آنان راه نیابد و شجاعانه بر دشمن بتازند .

در جشنها و عروسیها به همراه ساز و دهل و كرنا به صدا می آمد و بر رونق و

نشاط جشن می افزود .

آسیابانها به وسیله بوق و آهنگ مخصوصی آمادگی آسیا را به روستائیان و

كشاورزان اعلام می داشتند تا گندمهای خودشان را به سر آسیا ببرند و آرد كنند .

بالاخره بوق درباره مردگان و اموات نیز به كار می رفت .
توضیح آنكه اگر مرد یا زن بیماری به هنگام شب از دار دنیا می رفت ، با آهنگ مخصوصی

كه می توان آن را به آهنگ عزا تعبیر كرد بوق می زدند تا سكنه آن آبادی آگاه شوند

و صبحگاهان در تشییع جنازه متوفی شركت كنند ، دیر زمانی پس از انجام این مراسم

اگر احیاناً افراد بی خبر از جریان مرگ آن شخص می پرسیدند مخاطب از باب طنز یا كنایه

جواب می داد ، بوقش را زدند ، یعنی از این دنیا رفت و روی در نقاب خاك كشید .

این عبارت رفته رفته بصورت ضرب المثل درآمد و اكنون نه تنها در مورد اموات و مردگان

به كار می رود ، بلكه درباره افرادی كه از مشاغل حساس بركنار شده باشند نیز ،

مورد استشهاد و تمثیل قرار می گیرد . فی المثل می گویند فلانی بوقش را زدند

یعنی دیگر كاره ای نیست و از گردونه خارج شده است .

www.60tip.ir

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا